آی کیو هایی در حد .................. سس مایونز
آی کیو هایی در حد سس مایونز






منوی وبلاگ
دانشجو نما

درباره : همینم که هستم !
پروفایل مدیر :دانشجو نما
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ

مطالب اخیر
 

موضوعات وبلاگ
()

صفحات وبلاگ


آرشیو وبلاگ
خرداد ٩٠
فروردین ٩٠
شهریور ۸٩
دی ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤


نویسندگان وبلاگ



لینک دوستان
دختری با دنيای كوچيك
کلاغه به خونش نرسید
من تو رو دوست دارم
چیزی میان دوفریم
سيبت رو خوردی
یه کاسه ماست
آتش بدون دود
سوسكه سياه
روزانه های من
دختر کردستان
جك های خفن
دی جی جوك
هادی هژبری
زیباترین حرف
يه بچه مثبت
معتاد خوشتيپ
ديوونه خونه من
و اما عشق
معدنچی۷۹
پری جذامی
فریاد صبرا
دایی ناصر
مداد سياه
خاله ريزه
کلکسیون
خیال باف
مارمولک
جزيره بچه گرسنه
لپ لپ
گلپسر
كوپولی
مجهول
زیگول
تهوع دوم
سيب مهربون
تنهای من
ذهن مغشوش
بخندم يا گريه کنم ؟
جایی شبیه قلب من
اداهای مردونه
عشق فيلم
کولاک وب
کتابخانه مجازی
لحظه های ديوانگی
من مثل هيچکس
سنجاب خانوم
چاپ دوم
کاپوچينو
دانلود آهنگهای تلويزيون
يه دختر باحال
خر نسبتا فهيم
دست و پا شکسته
نارسيس
نقد و بررسی وبلاگها
دختر خانوما و آقا پسرا
یادداشت های یک دختر ترشیده
و الاغ عاشق
نخودی
هم نفس صبحدمان
خودم
وحشت
شهرزاد قصه گو
من و دانشگاه
خانه ای از شن و مه
نهنگ بی دندون
زندگی روی باد
تراوشات مغز من
خاطرات یک نیمچه دانشجوی نابغه !
بیا تو باحاله
آی طنز
خرابه!
احتراز یا اعتراض!؟ نازنین
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

آمار و خروجی
  Feed  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

 

 

 

و باز هم بدون شرح !!!!!

...


در حاشیه فینال انتخابات

سلامی دوباره به درازای انتخابات امسال....

به گرمی دستان هاشمی رفسنجانی ....

و زیبایی دکتر محمود احمدی نژاد.

البته اینکه آقای احمدی نژاد, یا خودمونی تر بگم, محمود خودمون اصولا آدم خوشگل و خوش قیافه ای هست یا نه جای بحث داره; ولی چون اینجا چیزه دیگه ای به ذهنم نرسید بنویسم یه چیزی پروندم دیگه... بی خیال.

( یکی نیست بگه مگه تو ذهنم داری که بخواد به چیزی برسه یا نرسه)

از خدا که پنهون نیست( با توجه به یادداشت قبلی از شما هم پنهون نیست), ما زور خودمونو زدیم اردشیر رای بیاره, اول شه, بلکه دستور بده پنجشنبه شبا از تلویزیون کنسرت متالیکا واسه بر و بچز پخش کنن, که متاسفانه نشد.

مدال طلا رو اکبر گرفت. محمودم که هر چی دوید نتونست بهش برسه و دوم شد.مهدی هم سوم شد; ولی انگار چون تقلب کرده بود (یا دوپینگ کرده بود)از دور مسابقات کلا حذفش کردن.

حالا هم نمیدونم چی شده( مثل اینکه گفتن که سوالا قبل ازانتخابات لو رفته بوده) اومدن میگن باید یه دفعه دیگه ملت بیان رای بدن تا معلوم بشه جام و به کی باید بدن؟

اگه دست من بود که جام و میدادم رضا زاده ببره خونشون که اون زورش از همه بیشتره (حتی از اکبر).

خلاصه.....ما زورمونو زدیم اکبر رای نیاره که نشد. ایندفعه هم واسه اینکه بهش رای نداده باشیم به محمود رای میدیم.

اگه ایندفعه رای نیاورد که چه بهتر; اگر هم آورد خوب حقشه, نوش جونش یه لیوان آبم روش.

به قول شاعر که میگه: صلاح کار خویش خسروان دانند.

 

 

...


بازم انتخابات....

امروز با ديدن فيلم تبليغاتی رفسنجانی, مطمئن شدم که بايد به لاريجانی رای بدم....

 

 

شما هم رای بديد....تا به تمام دنيا ثابت کنين اين خاک رو دوست دارين و به هيچ قيمتی حاظر نميشين از دستش بدين.

...


 

صعود پرافتخار بروبچز تیم ملی به جام جهانی 2006 آلمان مبارک

 

ایران    ۱- ۰   بحرین

 

چه لحظه قشنگی بود وقتی نصرتی گل زد....

چه لحظه قشنگی بود وقتی پرچم ایران دور استادیم آزادی چرخید....

 

یه بار دیگه رفتیم جام جهانی....

یه بار دیگه به همه ثابت کردیم که حرف اول رو تو آسیا میزنیم....

دم همشون گرم....

( بعد بازی با همه صحبت کردن غیر از چلنگر...آخه اگه چلنگر نبود,کی به علی دائی میفهموند تو فوتبال فقط دروازه بان میتونه توپو با دست بگیره؟؟؟!! )

دم چلنگرم گرم....

دم همتون گرم....

...


در حاشيه انتخابات....



 

حرف اول.....

من اصولا آدم سياسی ای نيستم و زياد کاری با مسائل سياسی ندارم, اما سعی ميکنم هميشه اتفاق هايی که اطرافم ميافته رو يه جورايی واسه خودم تجزيه و تحليل کنم تا يه موقع اگه قرار شد در موردشون جايی حرف بزنم يا نظر بدم, حرفای اين و اونو تکرار نکنم و حرف خودم رو بزنم.

چون به نظر من اگه من دانشجوی اين مملکت, نتونم در مورد آينده خودم و کشورم تصميم بگيرم, پس کی ميخواد تصميم بگيره؟ مگه غير از اينه که هر کاری که تا حالا انجام شده و به هر موقيتی که تا الان رسيديم توسط همين جوونا و دانشجوهايی بوده که هميشه حرف پشت سرشونه که دارن وقشونو تلف ميکنن و آخرش بايد مدرکشون و بزارن در کوزه آبشو بخورن؟

نه.... مطمئن باشين اگه بخوايم منتظر اين باشيم که نميدونم, يه نفر از اون ور دنيا بياد و دست ما رو بگيره و از اين دنيای مثلا جهان سومی نجات بده, بايد حالا حالاها محتاج شرق و غرب باشيم و نوکری اونا رو بکنيم. همينطور که يه زمانی قبل از انقلاب ميکرديم. زمانی که همه چيز داشتيم اما هيچ چيز نداشتيم.

اما خوشبختانه يک نفر, که باز هم از خودمون بود يک بار به کمک همين مردم, کاری کرد که روی پای خودمون بايستیم.

امام خمينی کسی بود که به دنيا ثابت کرد ايرانی و جوون ايرانی کسی نيست که بشه به زور اسلحه و گلوله از رسيدن به هدفش منصرف کرد.

درسته که من اون زمان نبودم و نميتونم دقيقا وضعيت مردم و کشور رو قبل و بعد از انقلاب اسلامی مقايسه کنم اما از روی مستندات تاريخی و حرف های اونايی که ايران قبل از انقلاب رو ديدن ميشه فهميد کاری که امام کرد چقدر بزرگ بود.

من قبل از انقلاب نبودم اما ميتونم بفهمم يه حکومت, چه بلايی ميتونه سر مردم يه مملکت بياره تا همونايی که يه عمر باهاش زندگی کردن, يه دفعه بريزن تو خيابون و بخوان حکومت رو عوض کنن, کفن بپوشن و سينشون رو سپر گلوله کنن, هشت سال به خاطر دفاع از خاک کشورشون بجگن و شهيد بدن.

امام خمينی رو هم هيچوقت از نزديک نديدم, اما وقتی ميبينم تو تشييع جنازه اش طبق منابع خبری غربی, بيشتر از ۶ ميليون نفر و طبق گزارشات منابع داخلی, بر اساس عکسهای هوايی, حدود ۹ ميليون نفر شرکت کردند(یه چیزی در حدود ده برابرافراد حاضر در مراسم تشييع و دفن پاپ ), مطمئن ميشم که بدون شک بزرگترين رهبر تاريخ بوده و هست.

حرف آخر....

شنبه, ۱۴ خرداد, سالگرد رحلت امام خمينی (ره) است.

روحش شاد و يادش گرامی باد.

 

 زندگينامه امام / وصيت نامه امام / عکسهای امام / آثار و اشعار امام     

...


 

سلام.

حرف اول......

آقا دیشب ساعت 2 ونیم نصف شب شد زد به سرم بیام رو اینترنت (یعنی به غول بعضی ها آنلاین بشم ), میخواستم فقط یاهو مسنجر و باز کنم ببینم کسی هست یا نه. که طبیعتا کاملا مشخص بود که هیچ دیوانه ای 1 هفته مونده به امتحانات پایان ترم ساعت 2 نصف شب اصلا بیدار نیست, چه برسه به اینکه تو اینترنت هم باشه. حالا بماند که اتفاقا یکی از دیوانه ترین دیوانگان دانشگاهمون هم رو خط بود, که بعدا معلوم شد خونه خالشه و خوب خونه خاله هم دیگه همه میدونید چه خبره دیگه ( البته اونایی که خاله دارن میدونن من چی میگم, اونایی هم که خاله ندارن بیان من براشون تعریف کنم, چون خودم 3 تا خاله دارم ,الان هم اینجا خونه یکیشونم ).

خلاصه یه 20-10 دقیقه ای تو این وبلاگا چرخ زدم و قبل از رفتن گفتم حالا وبلاگ خودمونم باز کنم ببینم اتفاق خاصی توش افتاده یا نه. وقتی باز شد دیدم پسر واسه آخرین یادداشت 7 تا نظر دادین.

کلی حال کردم, رفتم همشو خوندم دیدم بابا چه کسایی اومدن اینجا ما خبر نداشتیم. بچه های MOZAB.COM اومدن, از BANDARABBASCITY.COM اومدن نظر دادن, خلاصه آقا ما رو خیلی تحویل گرفتن.

همین شد که اومدم همین جا از همتون تشکر کنم. همه اونایی که میان به ما سر میزنن. چه اونایی که نظر میدن, و چه اونایی که خوششون نمیاد نظر بدن, دم همتون گرم.

من اینجا واسه خودم نوشابه باز ميکنم وقتی نظرات شما رو میخونم, پس سعی کنید تا میتونید نظر بدین, منم سعی میکنم تا میتونم بنویسم.



 

حرف آخر.......

ایول,

خیلی باحالید,

بازم از این کارا بکنید.

...