
حاضرم شرط ببندم سردترین نقطه ی استان هرمزگان همین کتابخونه ی دانشگاه ماست !!!
همچین سردش کردن که انگار تو قفسه ها جای کتاب قراره بستنی و ساندیس بزارن !!
البته این خیلی هم بد نیست ...
چون تو اون سرما هم دانشجو ها موقع کتاب خوندن خوابشون نمیگیره ....
هم کتابا دیر تر فاسد میشه ....
و هم اینکه مطالب کتابا همیشه خنک و تَگری میمونه !
فقط مونده یه برچسب رو کتابا بزنن که :
قبل از خواندن تکان دهید !!!!!
...
ساندیس " سیب و خرما " ؟؟؟؟
آب خرما رو من نمیدونم چه جوری اینا گرفتن ؟؟؟!!!
...
اگه یه روز هوس نمایشگاه کتاب رفتن به سرت زد ...
اگه بار و بندیلو نیم ساعته جمع کردی رفتی ایستگاه قطار تا بلیط بگیری ...
اگه خیلی خوش شانس بودی و بلیط گیرت اومد ...
اگه فرداش رسیدی دم در خونه و در زدی ...
اگه خواهر کوچیکت قبل از باز کردن در٬ از تو چشمی نگاه کرد که ببینه کی پشته دره ...
اگه با دیدن موهات فکر کرد " رابینسون کروزوئه " اومده و ترسید درو باز کنه ...
اگه مجبور شدی بری سلمونی ...
اگه رفتی پیش " رضا سلمونی " ...
اگه رضا سلمونی بچه ی " رشت " بود ...
اگه داشت همزمان اصلاح سر تو بازی فوتبال بین " پرسپولیس و نوژن مازندران " رو نگاه میکرد ...
اگه با به ثمر رسیدن گل نوژن مازندران آقا رضا از فرط خوشحالی کنترل خودشو از دست داد و ماشین اصلاحو رو کله ات ول کرد و دو متر پرید هوا ... !
اگه با پریدن آقا رضا به طور ناخواسته طرح پیشنهادیه اتوبان " تهران - شمال " وسط سرت پیاده شد ...
خونسردیه خودتو حفظ کن....اصلا ناراحت نشو ... به خودتم زیاد فشار نیار !
چون یه راه بیشتر نداری٬ ....اونم اینه که سرتو با ماشین از ته بزنی !!
بعد دیگه روت نمیشه فرداش وبلاگتو آپدیت کنی ....
چه برسه به اینکه بری نمایشگاه !!!!!
...
استادیوم آزادی ( قبل از ورود خانمها ) :
توپ...تانک...فشفشه ..... داور ما {...} !
شیر سماور ...... {...} !
اگزوز خاور ...... {...} !
استادیوم آزادی ( بعد از ورود خانمها ) :
یه گل زدیم دوستش داریم ..... منتظر دومیشیم !
یالا... یالا ... ما گل میخوایم یالا ....!
آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم !!!!!
...
عمو مهدی رفت ....
بدون خداحافظی رفت .
جای او بین ما همیشه خالی خواهد بود ...
روحش شاد و یادش گرامی .
...
اینم از استادیوم....
دیگه چی میخواین آخه ؟؟؟
همین یه جا مونده بود خانوما هم بیان که اونم "محمود" دیشب اجازه شو صادر کرد ...
والا همینجوری پیش بره میترسم تا چند وقت دیگه اجازه ورود خانومها به "دستشویی های مردانه" هم صادر بشه !!!
بعدشم نوبت میرسه به استخر و پارک آبی آزادگان و سلمونی و دنبالشو دیگه خودت بگیر ببین چه شیر تو شیری میشه آخرش !
حالا جدی جدی میخوان استادیوم آزادی رو " زنونه_مردونه " کنن ؟؟؟؟
مگه اتوبوسه آخه ؟؟؟!!!!!
...
پلوروتوماریا ....
تروخوس ...
فسیورلا ...
مورکس ...
اولیوا ...
ناتیکا ...
پاتلا ...
نخیر... ایندفعه اشتباه حدس زدید!
اینا نه اسامی شخصیتهای کارتون یوگی و دوستانه ....
نه اسم اصلی بازیگرای سریال افسانه ی شجاعانه ...
و نه اسم بازیکنای تیم فوتبال یوونتوس !
اینا یه سری" جک و جونِ ور " مربوط به شاخه ی صدف داران و راسته ی مزوگاستروپودا و شکم پایان اولیه هستند که بنده از همین جا اعلام میکنم ...
و اطمینیان کامل دارم که نه تنها این هفت گونه ی نامبرده شده در بالا٬ بلکه تمام هفتاد-هشتاد هزار گونه ای که میشه تو کتابهای دیرینه شناسی ۱و۲ پیدا کرد... حتی در دوردست ترین افق های دست نیافتنی مخیلیه ی مغز نداشته شون هم نمیگنجید که بعد از مرگشون یه سری آدم بی کار بی عار راه بیفتن "عنر عنر" تو کوه و دشت و بیابون دنبال جنازه شون که تا حالا احتمالا هفتاد کفن پوسونده !!!!
حالا اینقدر با این گونه ها وَر برو تا بعدا خدا بزاره تو کاست .....
دو میلیون سال دیگه یکی عین خودت میاد جنازتو پیدا میکنه٬ به عنوان فسیل انسان اولیه میبره میزاره تو یکی از همین آزمایشگاهای دانشگاه آزاد میندازه جلوی چهار تا دانشجو مثل من تا انگولکش کنن !!!!!
گفته باشم !!!!!
...