
اين سريالای تلويزيونم قربونش برم هر چی بيشتر ميگذره٬ آبكی تر و اعصاب خوردكن تر ميشن ... نمونش همين سريالای جديد ماه رمضون امسال !
يادش بخير پارسال اقلا يه هاشم آقايی٬ شازده ای٬ آق قندی ای بود كه بعد از افطار يه بهونه ای پيدا كنيم يكی٬ دو ساعت كنار سفره ولو بشيم !
والا امسال كه يه لقمه نون پنير٬ چايی شيرينم به زور ميشينيم پای تلويزيون ميخوريم از بس لوس و تكراری شدن اين سريالا !
آخرين گناه كه عين او يك فرشته بود پارساليه٬ فقط فرقش اينه كه ايندفعه فرشته مرد شده ! ... با چيزايی هم كه نشون ميده آدم ديگه جرات نميكنه تو كوچه و خيابون حتی به بعضی چيزا فكر كنه٬ چون ممكنه يه نفر اون دور و بر پيدا بشه از اين قرنيه پيونديای جمشيد مشايخی داشته باشه آبرو واست نمونه !!
تو صاحبدلانم كه انگار قحطی اسم بوده٬ اسم نقش اول داستانو گذاشتن " دينا " ( انگار طرف پفك نمكيه ) ! .... يه ديالوگم دادن دستش هی چپ ميره٬ راست مياد ميگه : و مكروا مكرالله والله خير ماكرين !
تو سريال شبكه سه هم اون حاج آقا پارساليه اومده تريپ كت شلوار كراوات زده شده كلاه بردار ! ..... اسم سريالم ميذاشتن " آموزش همزمان صحبت كردن با تلفن همراه و رانندگی بدون بستن كمربند ايمنی " خيلی بهتر بود !
بوی گند زندگی شبكه پنجم كه ديگه امسال زده رو دست همشون .
مجيد صالحی بدبخت كه كلا تو سريال نقش نكته انحرافی رو بازی ميكنه.... اون دختره بنده خدا رو هم كه از همون قسمت اول فرستادن تو كما و روزی سه٬ چهار دفعه كشتن و زنده اش كردن تا فهميدن وقتی قرنيه رو ميشه پيوند زد٬ حتما قلبم ميتونن پيوند بزنن!! ( احتمالا اون قلب پيونديه هم مال جمشيد مشايخی بوده اينا ديگه صداشو در نياوردن ) !
بازم دم " سينما يك " شبكه يك و " سينما و ماوراء " شبكه چهار گرم !
...
بسمه تعالی .
جناب آقای حامد حاتمی... سلام عليکم !
بدينوسيله به استحضار ميرساند٬ اينجانب " دانشجو نما "٬ فرزند " بابام "٬ به شماره شناسنامه " ۳۳ س ۱۹۹/ تهران-۲۹ "٬ صادره از " پشت كوه "...
به همراه جمع كثيری از اهالی و كسبه محل برای شما آرزوی سلامتی و طول عمر داشته و از اينكه لطف فرموده٬ و خزئبلات بی سر و ته ما را در معتبرترين و پرتيراژ ترين نشريه های دانشجويی كشور " به اسم خودتان " به چاپ ميرسانيد نهايت تشكر و قدر دانی را مينمائيم !!
البته.... ما كه دستمون به جايی بند نيست.... ولی انشالله خداوند متعال شما را از اجر اين عمل خير بی نصيب نگرداند..... الهی آمين !
* فقط جون مادرتون دفعه ی بعد خواستين كار خير كنين٬ آمار روزنامه رو به ما هم بدين كه حداقل بريم يه نسخشو بخريم داشته باشيم !!!
...
زبون روزه ....
تو ماه روضون ....
نوشابه های خنک تو يخچال مغازه ها ....
بوی کله پاچه ی تازه که موقع رد شدن از جلوی کله پزی ميزنه زير دماغت ....
آبسردکنای کنار پياده رو ....
بستنی ها و لواشکايی که دست بچه ها تو خيابون چشمتو ميگيره ....
تبليغ ماکارونی رشد تو پلاسماهای ۴۲ اينچ که از پشت ويترين نمايندگی الجی آب از لب و لوچت آويزون ميکنه ....
برق زولبيا باميه های قنادی سر کوچه که از دور باعث ترشح اسيد معده ات ميشه ....
تبليغ خوراک مرغ گاليلابلانکا پشت اتوبوسای شرکت واحد که زرت و زرت از کنارت رد ميشن ....
از صد تا فحش خوار و مادرم به آدم بدتره به خدا !!!!!
...
آخه عزيز من ....
تو توقع داری من از اين ترم جديد كذايی٬ كه عين مشروطيا ۱۳ واحد بيشتر بهم ندادن ....
تو دانشگاهی كه بيشتر شبيه دبيرستان دخترونه اس تا دانشگاه ( از بس زيادن اين دخترا ) ...
کلاساش هم عين مرغدونی ميمونه و اگه زود نجنبی تا آخر کلاس مجبور ميشی يه لنگه پا ته کلاس وايسی ...
از همون اول مهر هم ( مثل کلاس اوليا ) کلاساش شروع شده ....
استاداش هم عين ساعت ديواری قبل از همه ميان تو کلاس و بعد از همه از کلاس ميرن بيرون ...
کافی نتش هم بعد از يه هفته هنوز که هنوزه درش باز نشده ....
يه وجب باغچه هم تو حياطش نداره که آدم اوقات بيکاری بشينه با باغبونه دانشگاه درد و دل کنه ! ...
و از همه مهم تر و فجيع تر .... حتی يه آبسردکنم هم نداره !!! ...
چه چيز بامزه ای بنويسم که تو خوشت بياد ؟؟؟!!!
...