
من قشم را خيلی دوست می دارم .
برای رفتن به جزيره قشم کافيست يک بليط اتوبوس دريايی* بخری٬ جانت را بگذاری کف دستت و سوار شوی .
* اتوبوس دريايی نوعی قايق اسپورت است که ميتواند با سرعت دويست کيلومتر در ساعت روی آب پرواز کند !
( يه بار که سوار بشی ميفهمی چرا گفتم پرواز ميکند ) .
اتوبوس دريايی دنده عقب هم دارد .
وقتی اتوبوس دريايی دنده عقب ميرود٬ تمام دود اگزوز آن ( که نميدانم کجاست) به جای خارج شدن داخل ميشود و درواقع اگر در طول مسير شانس بياوريد و در آب خفه نشويد٬ از دود اگزوز حتما خفه خواهيد شد !
در اتوبوس دريايی به شما جليقه های نارنجی رنگ مخصوصی داده ميشود که احيانا بعد از تصادف يا چپ شدن قايق٬ کوسه ها راحت تر شما را پيدا کنند و زمان کمتری در آب دست و پا بزنيد !!!
( لذا استفاده از آن به هيچ عنوان توصيه نميشود... حالا خود دانی ) !!
و اما قشم ...
قشم جزيره ايست که در آن ميتوان با يک اسکناس صد تومانی سوار آخرين مدل تويوتا شد!
در عوض پاساژهای چهار٬ پنج طبقه ای دارد که با کمتر از ده هزار تومان نميشود حتی به ويترين مغازه هايش نگاه کرد .
در قشم يک بازار قديم وجود دارد که به عنوان مثال کفشی که در پاساژ ستاره قشم "سی و پنج هزار تومان" است را ميتوان در آن نهايتا با "هزارو هشتصد تومان" خريد !!!
ما در قشم٬ به هتل سارا رفتيم .
هتل سارا تنها هتلی است كه ميشود با زيرپيرهنی و شلوارك در لابی آن قدم زد !
غذاهای هتل سارا خوب است . فقط برنجهايش را ميبايست حتما سه٬ الی چهار برابر برنج های خانه ی مامانت اينها بجوی تا شب تا صبح از زور دل درد ديوارهای هتل را گاز نزنی !!
در مورد آب لوله كشی قشم هم همينقدر بهت بگم كه اصلا فكرش هم نكن ...
چون كافيه فقط يه بار همچين ا حماقتی رو بكنی تا از آب خوردن تو زندگيت پشيمون بشی .
...
ای خدای بزرگ...
خودت ميدونی که من تو اين دنيا چيزای زبادی ازت نخواستم .
در مورد اون دنيا و بهشت و جهنمشم زياد شنيدم .
حالا " جهنم " به جهنم ! ....
ولی اميدوارم تو بهشتی كه ازش حرف ميزنی ...
يه دستگاه كامپيوتر با مودم ٬ يه خط تلفن ٬ شيرينی خامه ای ٬ ماء الشعير ليمويی ٬ بستنی دايتی ٬ يه راديو موج FM ٬ سانديس هلو و يه ضبط صوت با سری كامل نوارای System Of A Down پيدا بشه .
وگرنه ترجيح ميدم برم جهنم تا مجبور نباشم تا ابد تو بهشتت عذاب بكشم !!!
...