
ـ جناب آقای شاعر معروف در مراسم شب شعر شنبه شبها٬ خطاب به حاضرین :
البته من حدود سه ماه هست که متاسفانه نتونستم شعر جدیدی بگم و از همین جا از همه عاجزانه درخواست میکنم که برای من دعا کنن تا دوباره بتونم شعر بگم .
ـ من :
آه ... استاد ٬
من حتما برای شما دعا میکنم ٬
چون کاملا درک میکنم که چه عذابی میکشید .
ـ جناب شاعر معروف :
چطور مگه ؟
ـ من :
آخه منم حدودا یه بیست و دو سالی هست که نمیتونم شعر بگم !!!!
...فکر کن داری با ماشین بابات خیلی آروم تو خیابون رانندگی میکنی ٬
یه هو یه صدای خفن از سقف ماشین ٬
و یه آجر که از رو سقف میفته رو کاپوت !
فکر میکنی تو این لحظه چی کار میتونی بکنی ؟؟
.
.
.
زیاد فکر نکن ٬
چون هیچ غلطی نمیتونی بکنی .
مطمئن باش !!
...روزی جدید از روزهای اردیبهشت ماه .
در امان از تابش آفتاب گرم زود هنگام تابستانی .
تنها .
قدم زدن .
زیر سایه ی خنک درختهایی که حتی نامشان را نمیدانی .
و شادمانی گربه ی سیاه محله از دیدن ته مانده ی بستنی دایتی شکلاتی در انتهای کیسه زباله ی پاره شده زیر تیر چراغ برق !
.
.
ولی خودمونیم ٬
شر و ور گفتنم عالمی داره ها !!!
...دقیقا همون موقعی که تصمیم میگیری بری حموم ٬
مادر محترم یادشون میفته که کلی ظرف نشسته تو آشپزخونه دارن !
خیلی جالبه .. نه ؟؟!!!
...مامان :
مگه تو این ترم مشق و درس نداری که از صبح تا شب نشستی پای اون کامپیوتر معلوم هم نیست چه غلطی میکنی ؟
بگو ببینم امتحانات از کی شروع میشه ؟؟
من :
ببخشید ؟؟؟؟!!! ... چی فرمودین ؟
مامان :
میگم خیر سرت امتحانای این ترمت از کی شروع میشه؟
من:
آهان .... امتحانا ؟؟؟ .... ممممممم .... از .... از .... از بیست و پنج تیر !!
مامان :

.
.
به نظرت فهمید خالی بستم ؟؟!
...اولین دوره نمایشگاه آشنایی با علوم زمین هم تموم شد .
یک هفته ی تمام ٬
شب ساعت ۳ خوابیدم ٬
صبح ساعت یه ربع به شیش پا شدم٬
رفتم دانشگاه پشت غرفه چینه و فسیل ٬
تا ۶ بعدازظهر اسم و فامیل و شجره نومچه ی این جک و جونورا رو واسه این و اون پشت سر هم بلغور کردم ٬
امروزم تو مراسم اختتامیه در نقش مجری برنامه اینقدر تپق زدم که ملت همه روده بر شدن !
الآن قیافم شده عین فسیل مارماهی له شده .
کمبود خواب دارم .
فردا هم میتونم .
میخوابم .
تا هفت شب !
حرفیه ؟؟!!
...سهراب گفت :
چشمها را باید شست .
جور دیگر باید دید !
فقط مشکل اینجاست که کسی نگفت با چی باید شست ؟
با صابون ؟
شامپو ؟
وایتکس ؟
آبلیمو ؟
لیف ؟
مسواک ؟
اسکاچ ؟
فرچه ؟
تی ؟
پارو ؟
یا احیانا ماشین لباسشویی ؟؟!!!!
...
حیف که یادم نمیاد کی اون روز خبر مرگ Dj Tiesto رو بهم داد ٬
وگرنه میدونستم باهاش چیکار کنم .
بابا طرف هفته پیش آلبوم جدید داده بیرون !
نگو از اون دنیا هم میشه آلبوم جدید داد که باورم نمیشه .
اینترنت پر سرعت و کافی نت و ماءالشعیر لیمویی و این بستنی دایتی لیوانی جدیده با طعم نسکافه هه شاید ٬
ولی دیگه استودیو ضبط موسیقی و از این سوسول بازیا عمرا اونجا پیدا نمیشه .
من مطمئنم !
...خیلی وضع درس و مشق این ترمم خوب بود ٬
خیلی وقت اضافی واسه تلف کردن داشتم ٬
رفتم سه روز در هفته کلاس کشتی و بدنسازی هم اسم نوشتم !
آخه نمیدونی ...
عاشق درد عضله بعد از اولین روز تمرینم !!
...هفته ی جدید .
کوئیزهای جدید.
منفی های جدید تر از جدید !
یادم باشه امشب بگم حتما مامانم برام یه اسفند دود کنه .
...