
زمستون تو راهه
هوا حسابی سرد شده
چیزی به امتحانای پایان ترم نمونده
کچلم که شدیم ...
دیگه وقتشه یه مدت برم مرخصی به درس و مشقم برسم !!
...امشب سومین شبی بود که موقع برگشتن از دانشگاه رضا سلمونی رو می دیدم که بیرون مغازه رو موتورش نشسته و داره به آدمای تو خیابونو نگاه میکنه.
ایندفعه دلم براش سوخت.
رفتم جلو دستشو گرفتم٬
بردمش تو مغازه٬
نشستم رو صندلی جلوی آینه و گفتم:
آقا رضا ...... با هشت بزن !!!
...تو این اتوبوسای سیر و سفر بین شهری٬ بالای هر صندلی یه دکمه قرمز هست که روش نوشته SERVICE ....
میدونی معنیش چیه ؟
یعنی اگه اونو بزنی یکی میاد سرویست میکنه !!!!!
...ببین تو الآن عمرا نمیتونی منو درک کنی٬
برو هر موقع عینکی شدی٬
بعد پولاتو جمع کردی رفتی یه عینک بی فرم خوشگل خریدی٬
بعد یه روز رفتی فوتبال بازی کنی دیدی بدون عینک بازیکن حریفو از خودی تشخیص نمیدی٬ مجبور شدی با عینک بری تو زمین٬
بعد وسط بازی یه هو نفهمیدی کی از کجا شوت زد٬توپ چهل تیکه زارتی اومد خورد وسط صورتت٬
بعد یه لحظه چشماتو بستی و باز کردی دیدی یه لنگه عینکت رو چشمته٬ لنگه دوم داره رو هوا عین فرفره واسه خودش میچرخه٬
بعد بچه ها اومدن جنازه عینکتو تحویلت دادن و خیلی محترمانه تا بیرون زمین بدرقت کردن٬
تو هم بعد نیم ساعت گیج زدن٬دست از پا دراز تر راه افتادی راهی خونه شدی٬
تو راه خونه هم چون عینک به چشمت نبود سه بار خوردی به تیر چراغ برق و دو دفعه هم افتادی تو جوب٬
عینک یدکم نداشتی تا حاظر شدن عینکت سه روز تمام خونه نشین شدی٬
............. اونموقع بیا با هم صحبت کنیم٬ بلکه بتونی درکم کنی !!!
...کلاسای تا ۸ شب
۲۲ واحد ناقابل این ترم
امتحان سنگ دگرگونی هفته آینده
گند زدن امتحان میان ترم ژئوشیمی
کمبود خواب
سفر علمی دو روزه ی همدان
غیبت کلاسای دانشگاه
چرکنویسای پاکنویس نشده
جزوه های ناقص
.
.
.......... بعید میدونم واسه آپ نکردن اینجا دلیل دیگه ای لازم باشه بیارم !
...