
داداش من
کافی شاپ (مخصوصا از نوع هنرش )!
یه مکان عمومیه !
دفعه بعد که میای محبت کن کمتر بکش...
دودشم فوت کن اونور !
ننه ی ما ایندفعه راضی شد ما سیگار نکشیدیم ...
دفعه بعد عمرا باور نمیکنه شب باید بیرون بخوابیم !!
...
میبینی تو رو خدا ؟
تو ماه رمضون ،
زبون روزه ،
آدم به مانکن کنار خیابونم دیگه نمیتونه نگاه کنه !
آخه این درسته؟؟؟!!! 
...
و جا داره از همینجا، از مدیریت محترم سایت پرشین بلاگ، برای فراهم کردن امکان قرار دادن عکس نویسندگان وبلاگها، در گوشه سمت چپ وبلاگشان تشکر و قدر دانی کنم است !!
من نیز به شخصه کاملا با این حرکت نمادین موافقت بوده و به همه ی وبلاگ نویسان عزیز نیز توصیه میکنم است ( مثل من ) عکسشونو اون گوشه که گفتم بزارن !
اینجوری اقلا ملت میدونن با کی طرفن .
ارادتمند شما ....
آفتابه !
...
آخه دکتر ،
خودت بگو ...
این پولی که از ما بابت عمل لیزیک چشممون گرفتی، ارزش این همه فحشی که شب اول واسه خودت خریدیو داشت ؟؟!
والا نداشت !
حالا من هیچ ... حساب اون ٢۵ نفری که اونروز قبل من عملشون کردیو بکن !
بیا و یه بارم که شده به حرف ما گوش کن بزن ازین کار بیرون ...
به خدا ارزششو نداره !
خلاصه از ما گفتن بود ...
...
فکرشو بکن ...
بعد عمری یه عروسی دعوت شدی .
کجا ؟؟ ... یه باغی تو کرج ! ( به به !! )
از یه هفته قبل میری دنبال کت و شلوار و کفش و ....
روز عروسیم صبح سلمونی و مدل مو و فشن و فلان ...
تیپ میزنی خفن...
پاتو از در خونه میزاری بیرون، تو آسانسور ، بین طبقه همکف و پارکینگ برقا میره !!!!
آخر مرداده، کل مجتمع تشریف بردن مسافرت ...
زنگ خطر آسانسور کار نمیکنه ، موبایلتم تو اون آلونک آنتن نمیده !!!
اونجاست که هیچ کاری از دستت بر نمیاد ، غیر از اینکه اول یه یادی از خواهر و مادر وزیر محترم نیرو بکنی و بعدش همونجا عین بچه آدم بشینی کف آسانسور و به اتفاقای خوبی که تو عروسی میتونست با حضور تو بیفته و حالا بدون تو در حال افتادنه فکر کنی و منتظر اومدن برق باشی !
بعد از دو ساعتم عین این گدا گشنه ها راه بیفتی بری تو عروسی یه بشقاب شام بکشی واسه خودت بخوری اقلا عقده ای نشی !!!
خوب دیگه بیخود فکر نکن ... هیچ کار دیگه ای نمیتونی بکنی ...
من تجربه کردم ، میدونم !!
...