
بعد از حدود ۱۰ روز دوباره برگشتم.( حالا اگه بر نميگشتم چی ميشد مثلا؟)
تو اين چند روز چند اتفاق افتاد مهم افتاد که گفتنش خالی از لطف نيست.
۱. اول از همه (و مهم تر از همه) مسئله انتخابات بود که محمود خودمون تونست تو پنالتی بالاخره اين اکبرو ببره و قهرمان بشه. حالا فعلا بايد صبر کنيم ببينيم اين يکی چه گلی به سر اين مملکت ميزنه.
نتيجه: دم محمود و اونايی که بهش رای دادن گرم (به عبارت ساده تر دم خودم گرم ).
۲. اتفاق دوم تموم شدن امتحانات پايان ترم و در واقع تموم شدن ترم اول بود.
نتيجه: صبح تا ۲ بعد از ظهر خواب تشريف داريم, از ۲بعدازظهر تا ۷ شب دور خودمون ميچرخيم که چيکار کنيم, ۷ و نيم شب ناهار ميخوريم, از ۸ شب تا ۳ صبح هم يا پای تلويزيون و کامپيوتر فيلم ميبينيم يا تو اينترنت ول ميگرديم, ۴ و نيم ۵ صبح هم اگه وقت شد ميخوابيم. (شام هم نميخوريم چون کلاسمون ديگه بالاتر از اين صحبتاست)
۳. اتفاق سوم هم برگشتن به ولايت خودمون بود.الان هم دارم برای اولين بار از تو اتاق خودم, با کامپيوتر خودم مينويسم.
نتيجه: کجائيد ببينيد چقدر ما رو تحويل ميگيرن اينجا؟؟؟
۴. اتفاقی نيافتاده هنوز, ولی قراره که بيافته.
اتفاقی که اگه هيچ موقع نميافتاد اين کامبيز دماغو خودمون هم الان فوق ليسانس داشت.
عامل افسردگی و علت ۹۸٪ موارد خودکشی جوانان ايران. علت اصلی فرار دختران از خانه و اعتياد پسرها.
بلای خانمان سوزی به نام کنکور.
از شما چه پنهون ما دوباره خر شديم رفتيم ثبت نام کرديم, بلکه يه جای بهتر قبول شيم (زرشک!!!). ولی خودم از همه بهتر ميدونم که همون يه دفعه هم که ما قبول شديم يا کامپيوتره يه ويروسی چيزی گرفته بوده يا برگه من با يه بدبخت ديگه اشتباهی شده.
و اينجا يک نظريه جالب هم مادر بنده داره که ميگه(با صدای بلند هم ميگه):
چون تو پارسال کشکی کشکی دانشگاه قبول شدی, پس امسال هم ميتونی.( خودش ليسانس پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی تهرانه)
و اون معتقده که چون من ۱ ترم دانشگاه رو گذروندم حتما تو کنکور امسال موفق ميشم.
نتيجه: آرزو علاوه بر اينکه بر جوانان عيب نيست, بر مادران جوانان هم عيب نيست.
...