
آقا این تلفن خونه ی ما هم واسه خودش داستانیه ها!
داستانشم از اونجا شروع میشه که ما ۶ سال پیش یه خونه ۸۰ متری( از نوع آپارتمانش) پیش خرید کردیم; به این امید که طبق قرارداد ۱ سال بعد تحویل بگیریم.
بعد از یه سال که به شرکت مربوطه مراجعه کردیم فرمودند: "زرشک"!
ما هم که دستمون به جایی بند نبود سکوت اختیار کردیم و فرمودیم: "جواب ابلهان خاموشیست"!
۴
سال گذشت.ما دیدیم نه خیر, گویا با نوعی سنگ پای قزوین طرف هستیم. لذا از صلاح سردی به نام "دایی خسرو " استفاده کردیم. به اینصورت که به دفتر شرکت مربوطه مراجعه کرده و کلی گرد و خاک کردیم که: ای فلان فلان شده های بی فلان! مگر خودتان خواهر و مادر نیستید!.... و الی آخر.لذا حساب کار دستشان آمد و گفتند: به جان مادرهایمان هنوز آماده نشده (که ما یک لحظه خیال کردیم ۴ سال پیش پیتزا سفارش داده بودیم!!!). ولی عجالتا تا تمام شدن ساخت واحد خودتان, شما بفرمایید در یکی از آپارتمانهای ما (۲۰۰متر پایین تر از ساختمان خودمان) بنشینید تا ببینیم چه میشود.
ما هم به این خیال که فقط ۴-۳ ماه مهمان آنجا هستیم اسباب کشی کرده و بصورت موقت با اجازه شما ۱ سال تمام در یک واحد ۵۰ متری بصورت mp3 زندگی کردیم.
خدا
را شکر همان اوایل توانستیم ۱ خط تلفن برای آنجا دست و پا کنیم تا لااقل از این نعمت بی انتهای خداوند ( که عمو بل بعدا کشفش کرد) محروم نباشیم.خلاصه...بعد از ۱ سال ما چشممان به خانه مقصود روشن شد و توانستیم اولین شب را پس از ۶ سال در خانه خودمان به صبح برسانیم (چون هنوز تلفن نداشتیم...وگرنه تا صبح بیدار میموندیم).
مدتی گذشت تا اینکه دیدیم در اینجا همه چیز داریم الا "تلفن"! (که این روزا از نون شبم واجب تره). با مراجعه به مخابرات محل مطلع شدیم که آنها هم از سیستم پیام کوتاه "زرشک" برای پاسخگویی به مراجعین استفاده میکنند. خواستیم دوباره دست به "دایی خسرو" شویم که این بار با صلاح گرمی به نام " زن دایی" رو به رو شدیم و جان خود را با ارزشتر از تلفن یافتیم و بی خیال شدیم.
تا اینکه تصمیم گرفتیم خودمان* دست به کار شویم.
* قابل توجه خوانندگان محترم, در اینجا منظور از واژه های "خودمان,رفتیم,خریدیم,بردیم و....", "خودم,رفتم,خریدم,بردم و....." میباشد.
رفتیم ۲۰۰متر سیم تلفن خریدیم; جانمان را گذاشتیم کف دستمان و جهت رساندن صدای زیبای بوق تلفن از ساختمان قبلی به ساختمان جدید, شروع به بالا رفتن از تیرهای برق نمودیم (از این تیر, به اون تیر...از اون تیر, به این تیر و الی آخر...).
هنوز که هنوزه تلفن ما همان تلفن است و از شما چه پنهان کار ما شده بالا رفتن مکرر از تیرهای مربوطه جهت گره زدن دو سر پاره شده ی سیم در مواقع وزش بادهای شدید جوی.
نتیجه علمی: از Update کردن وبلاگ در روزهای بارانی, برفی, شدیدا آفتابی و شبهای سرد زمستان همراه با وزش باد و گرد و غبار معذوریم.
...