
داستان جمال قاچاقچی خدمت بر و بچه های الاف و در به در خودم عرض کنم که آقا زمونه ی غریبی شده.این روزا به بند تومبونتم نمیتونی اعتماد کنی.دیگه چه برسه به بند کفش و بند رخت و دزد و قاچاقچی و..... گفتم قاچاقچی یاد جمال قاچاقچی خودمون افتادم.ما اون زمان تو ولایت خودمون یه رفیق داشتیم( بدبخت )اسمش جمال بود.یعنی اول همکلاسی مابود بد شد رفیق ما و بد اومدن تو کوچه ی ما و آقا خلاصه جمال شد بچه محل ما. این جمال ما بچه ی خیلی خوبی بود فقط بدبخت یه نمه قدش همچین بگی نگی کوتاه بود(یه چیزی در حدود 1 متر و 15-10 سانتی متر).که البته اونم دست خودش نبود. کمال و جلال و جوادشون هم بیچاره ها همشون به همین درد دچار بودن و در واقع همه این برنامه ها زیر سر بابای جمال بود.یعنی یه نفر پیدا نشده بود که سر سفره ی عقد به این شخصیت بگه:آخه آدم عاقل اگه به فکر خودت نیستی لااقل فکر اون بچه ای که پس فردا قراره تو کوچه به خاطر اینکه دستش به زنگ خونشون نمیرسه از بچه ها توسری بخوره باش. حالا اون موقع میگیم کلت داغ بود نفهمیدی، خر شدی رفتی زن گرفتی .چرا وقتی اومدی دیدی بچه ی اولت بعد از 1 ماه تو جیب شلوارت گم میشه، بی خیال بچه ی دوم نشدی؟هان؟ حالا بچه های بعدی رو هم میزاریم به حساب اینکه امیدوار بودی بعدی قد بلند از آب در بیاد.ولی دیگه وقتی دیدی همشون عین خودت هر روز به جای اینکه قدشون رشد صعودی داشته باشه همواره نزولیه ، چرا اومدی تو آپارتمان اونم طبقه ی چهارم خونه اجاره کردی؟ یه دفعه میرفتی یه اتاقم رو خر پشته(همون پشت بون خودمون) واسه بچه هات میساختی خودت و راحت میکردی دیگه!! لامصب(همون لامذهب خودتون) حالا اومدی طبقه چهارم خونه خریدی به درک. چرا هر روز ساعت ۶ صبح هی زدی تو سر این جمال بیچاره که پاشو برو ۵ تا نون بربری بگیر؟ ولی آقا ما همیشه دلمون به حال این جمال میسوخت و سعی میکردیم براش رفیق خوبی باشیم تا اینکه یه روز این سیاوش ما نمیدونم چی شد ، تا چشمش به جمال بیچاره افتاداسمشو گذاشت جمال قاچاقچی.البته این اولین باری نبود که سیاوش واسه بچه های کوچه اسم میگذاشت ولی خوب این دفعه نوبت، نوبت جمال قاچاقچی بود. خلاصه آقا بالاخره این شد که جمال قاچاقچی روز به روز افسرده تر شد،تا اینکه دیگه امتحانایه اخر سال و تر زدو بعد تغییر رشته داد رفت رشته ی علوم انسانی و پشت سرشم چند تا تجدید و آقا کثافت کاری شد رفت پی کارش. الانم هیچ خبری ازش ندارم، فقط امیدوارم هر جا که هست حالش خوب باشه و اگه یه روزی اومد و اینا رو خوند فحش به ما نده و یه موقع پا نشه جوادشون و ور داره بیاد سراغ ما (آخه میگفتن جوادشون سرباز فراری و خیلی خطریه و تا حالا زده ۵-۴ نفر و ناکار کرده). خوب دیگه تا کار به جاهای باریک نکشیده فعلا خداحافظ.....

...