
صبح٬ سر سفره صبحانه :
خواهر کوچيکه: صبح بخير کچل !!
پدر: ديشب تا صبح کله ات کل خونه رو روشن کرده بود نذاشتی نيم ساعت بخوابيم !
تو آسانسور... بچه ی همسايه به مامانش :
مامان٬مامان...اين آقاهه رو ببين٬ کچله!
مامان بچه همسايه: ای وای٬ نگو دخترم٬ ميفهمه !
بچه همسايه : يعنی خودش تا حالا نفهميده؟؟!!
تو تاکسی ...
من: قربان کرايه ما چقدر ميشه ؟
راننده تاکسی: برو داداش ما از کچلا کرايه نميگيريم !
خونه اردلان اينا:
سلام اردلان٬ چطوری ؟... موهامو ببين٬ باحاله نه ؟
اردلان: اين چه قيافه اييه واسه خودت درست کردی ديوونه؟
من: چی شده مگه ؟
اردلان: خودتو تو آينه نگاه کردی٬ شدی عين " کله پاچه " بدبخت!...برو٬ برو تا شبيه بچه آدم نشدی اينورا پيدات نشه !!
صدای زنگ موبايل : بله ؟
سياوش: امشب ميای بريم سينما؟
من: آره... چه فيلمی ؟
سياوش: همين فيلم حاتمی کيا که پرويز پرستويی توش بازی ميکنه..." به نام کچل " !!!
من نميدونم ... يعنی واقعا روبرتو کارلوس و زيدان و تيری آنری هم اينقدر تو زندگيشون بدبختن ؟؟!!
والا اونام کچلن... ولی نميدونم چرا همه دوست دارن باهاشون عکس بندازن ؟؟
به خدا شعور آدما به تعداد موهای کله شون نيست... وگر نه سگ و گربه ها از همه آدم تر بودن !!
...