
قالب قبليه سه ساعت وقتمو گرفت٬ آخرشم درست نشد ...
اين يکی هم يه ساعته دارم باهاش ور ميرم هنوز يه جاهاييش ايراد داره ...
عکسمو اون گوشه عوض کردم٬ مثه اينکه به خره بر خورده ( خودمو ميگم) عوض نميشه همونجا جا خوش کرده ....
بابامم اومده امشب راست بغل کامپيوتر خوابيده از نيم ساعت پيش داره هی خرناس ميکشه٬ يعنی بچه پاشو تا بلند نشدم با چک و لگد از اتاق بندازمت بيرون بگير بکپ !!!
خودمم ديگه داره حالم به هم ميخوره از بس از اين قالب به اون قالب کردم !
خلاصه بگم ...
اين يکی ديگه واسم ادا اصول در بياره دور بعد با کله ميرم تو مانيتور و خودمو٬ خودتو٬ پرشين بلاگو٬ بابامو٬ همه رو راحت ميکنم خلاصصصصصصصصصصصص !
...