
سلام.
حرف اول......
آقا دیشب ساعت 2 ونیم نصف شب شد زد به سرم بیام رو اینترنت (یعنی به غول بعضی ها آنلاین بشم ), میخواستم فقط یاهو مسنجر و باز کنم ببینم کسی هست یا نه. که طبیعتا کاملا مشخص بود که هیچ دیوانه ای 1 هفته مونده به امتحانات پایان ترم ساعت 2 نصف شب اصلا بیدار نیست, چه برسه به اینکه تو اینترنت هم باشه. حالا بماند که اتفاقا یکی از دیوانه ترین دیوانگان دانشگاهمون هم رو خط بود, که بعدا معلوم شد خونه خالشه و خوب خونه خاله هم دیگه همه میدونید چه خبره دیگه ( البته اونایی که خاله دارن میدونن من چی میگم, اونایی هم که خاله ندارن بیان من براشون تعریف کنم, چون خودم 3 تا خاله دارم ,الان هم اینجا خونه یکیشونم ).
خلاصه یه 20-10 دقیقه ای تو این وبلاگا چرخ زدم و قبل از رفتن گفتم حالا وبلاگ خودمونم باز کنم ببینم اتفاق خاصی توش افتاده یا نه. وقتی باز شد دیدم پسر واسه آخرین یادداشت 7 تا نظر دادین.
کلی حال کردم, رفتم همشو خوندم دیدم بابا چه کسایی اومدن اینجا ما خبر نداشتیم. بچه های MOZAB.COM اومدن, از BANDARABBASCITY.COM اومدن نظر دادن, خلاصه آقا ما رو خیلی تحویل گرفتن.
همین شد که اومدم همین جا از همتون تشکر کنم. همه اونایی که میان به ما سر میزنن. چه اونایی که نظر میدن, و چه اونایی که خوششون نمیاد نظر بدن, دم همتون گرم.
من اینجا واسه خودم نوشابه باز ميکنم وقتی نظرات شما رو میخونم, پس سعی کنید تا میتونید نظر بدین, منم سعی میکنم تا میتونم بنویسم.
يک عکس.....
يک جمله........
سرنوشت را نميتوان از سر نوشت.
حرف آخر.......
ایول,
خیلی باحالید,
بازم از این کارا بکنید. 