" کار " نامه ...

دستم که تو جیب خودم نیست٬

 تو جیب بابامه .

بابامم از اینکه دست یه نفر دیگه همیشه تو جیبش باشه چندشش میشه .

رستوران سرخیابونم کارگر ساده نیاز داره .

منم که بیکار .

پس پیش به سوی تجربه ای نو در رستوران سر خیابون .

اقلا اینجوری بابام چندشش نمیشه !!

/ 5 نظر / 7 بازدید
نگين

سلام! خوبی ؟ اين دفعه هم که باز يادت رفت خبر بدی که آپيدی!!! باحال بود. به موزمار ها هم سر بزن

ununoctium

منم دنبال کار می گردم!ولی مناسب من پیدا نمی شه!منم تو همون رستوران ظرف می شورم!

سرآشپز

اولن: ميگن پا تو کفشه يکی ديگه نکن ... دست تو جيب کسه ديگه بکنی اشکال نداره ! دومن: من که دستم تو جيب چند نفره !!! خواهر و برادرم به والدين اضافه کن سومن: من واقعن به کار نياز دارم ... يکی منم دريابه !

من

مدرسه ی بابام اينا هم سرايدار ساده می خوات همينجوری گفتم