" خواب " نامه ...

اولین دوره نمایشگاه آشنایی با علوم زمین هم تموم شد .

یک هفته ی تمام ٬

شب ساعت ۳ خوابیدم ٬

صبح ساعت یه ربع به شیش پا شدم٬

رفتم دانشگاه پشت غرفه چینه و فسیل ٬

تا ۶ بعدازظهر اسم و فامیل و شجره نومچه ی این جک و جونورا رو واسه این و اون پشت سر هم بلغور کردم ٬

امروزم تو مراسم اختتامیه در نقش مجری برنامه اینقدر تپق زدم که ملت همه روده بر شدن !

الآن قیافم شده عین فسیل مارماهی له شده .

کمبود خواب دارم .

فردا هم میتونم .

میخوابم .

تا هفت شب !

حرفیه ؟؟!!

/ 5 نظر / 13 بازدید
سنگ صبور

اينقده بخواب تا پف کنی از خواب

عسل

سلام. چطوری ؟ كليساى خوب سراغ داری؟

حسين

انقدر بخواب تا بترکی

ساهاک

سلام خيلی خيلی اتفاقی اينجا را پيدا کردم و تمام پست ها را تا آنجا که درد چشم هام اجازه می داد خواندم . خوب می نويسی و همين طور خيلی بامزه . اتفاق های بدت خيلی بامزه بود . بسوی من بيا . شاد خواهم شد . قربانت

shamelie

کنجکاوم بدونم واقعا تو دانشگاه چی می خونی ؟ دو نقطه دی .