" موبایل بی محل " نامه ...

دیروز

جاتون خالی موقع رانندگی  موبایلم زنگ خورد.

کجا ؟ ... وسط اتوبان!

حالا موبایل کجاس؟؟

تو زیپ جلوی کوله پشتی، زیر صندلی عقب ماشین، پشت راننده !!!

( جا مخفی رو حال میکنی؟؟... مواد مخدرم اونجا جاساز نمیکنن که ما موبایلمونو میزاریم )!

حالا تو اون هیری ویری هی گوشیه زنگ میخوره ، ویبره میره رو مغز ما !

منم  یه چشمم به جاده، یه چشمم  زیر صندلی عقب، یه دستم به فرمون، یه دستم تو کوله...

کیف مام که قربونش برم عین بازار شام! مگه گوشیه به این راحتیا توش  پیدا میشه ؟؟!!

هی بگرد، بچرخ، اینو بیار بیرون ، اونو بیار بیرون .....

خلاصه ...

تا گوشی بالاخره بعد صد سال! پیدا شد و اومدم بهش جواب بدم، سرمو آوردم بالا دیدم ماشین جلویی هر ٣ تا چراغ ترمزاش روشنه و همینجوری داره با سرعت ٩٠-٨٠ تا نزدیک و نزدیک تر میشه و زااااااااااااااارت !!!

اصطلاحا سپر جلوی ماشین عقبی، خورد به سپر عقب ماشین جلویی !!

با این تفاوت که  تو اون وضعیت دیگه سپر مپری نمونده بود که بخوره به جایی! ، ماشین عقبی کلا رفته بود تو ماشین جلویی !!

البته من هنوزم معتقدم که همچین چیز خاصیم نبود ... فقط یه سپر به سپر جزئی بود ؛ فقط ماشین ما تا شیشه جلو جمع شد !!!

حالا خدا رو شکر کمربندمو بسته بودم ، وگرنه احتمالا جنازمو باید از تو داشبورد ماشین جلویی میکشیدن بیرون !!

/ 28 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بلا!

[نیشخند][نیشخند][نیشخند] عین تو فیلما [نیشخند] اما اشگه از توی داشبورد می کشیدنت بیرون هیجان انگیز تر می شد[نیشخند] الان شده عین این فیلمای ایرانی قدیمی که همه چیز به خوبی و خوشی تموم میشه[سبز] اما به قول بچه ها: کییییی بوووود حالاااااااااا؟[قهقهه]

بلا!

وااااااا اشگه نه و اگه!!! حالا ما یه چیزی گفتیم تو خودت نباید بفهمی؟

امین

سلام دوست من.من با اجازت شما رو لینک کردم.اگر دوست داشتی من باهاتم.یا علی[بغل]

isphilosophy

بولتن دانشجويان و دانش‌آموختگان فلسفه ايران Iranian Students of Philosophy www.isphilosophy.com

کیمیا

احتمالا در اینده ای نزدیک همچین بلایی سر منم میاد!!![نیشخند]

یکی

سلامممممممممممم من جدیدم[عینک] خیلی هم بچه خوبیم[چشمک] خانوووووووووم[سبز] حتما بیا پیشم[گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

یکی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]