فکر کن داری با ماشین بابات خیلی آروم تو خیابون رانندگی میکنی ٬

یه هو یه صدای خفن از سقف ماشین ٬

و یه آجر که از رو سقف میفته رو کاپوت !

فکر میکنی تو این لحظه چی کار میتونی بکنی ؟؟

.

.

.

زیاد فکر نکن ٬

چون هیچ غلطی نمیتونی بکنی .

مطمئن باش !!

/ 23 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

بیا مثل این مثبت اندیشها فکر کن،فکرشو کن اون لحظه بیرون داشتی قدم میزدی و آجر تو مخت خورده بود...به همین سادگی میمردی! پس فدای سرت ضرر به مال آدم بخوره به جونش نخوره...

ديجی جوک

سلام . میدونی که آدرس بلاگم عوض شده که؟! پس لطفا هنوزم آدرس لینکمو اصلاح نکن! چون جای من تو باقالیا خوبه!! نه؟ (اگه خدای نکرده هوس کردی اصلاحش کنی, آدرس وب سایت همین پایین سمت چپه, آحه من که میدونم تو کارت درسته )

يه آدم بيکار

سلام گلم چند تا راه حل ۱- همين طور که بچه ها گفتن ميتونی بيای پايين و ۴تا ريوری نثارش کنی ۲- بری ماشین رو درست و حسابی درست کنن و یه خرج قلنبه بذارن رو دستت ۳- خونسردی خودت رو حفظ کن و مثل پسرای باشخصيت بگو فدای سرم اگه افتاده بود رو سرم چی؟ اگه آپ کردی خبرم کن خوشحال میشم

مهيار

سلام داداش برای من همچين اتفاقی افتاده... اگه دقت کنی يه کاری ميشه کرد ... خيلی شيک پياده ميشی و خوارو مادره اون عمله بيناموسو مياری جلو چشمای نازش بعدميری يقه اون صاب کاره بی پدرو ميگيری ميگی((مرتيکه حروم ... جلوی این افغانیو بگیر که کار بلد نیست بکنه ))و يه تو سری ميزنی ميندازيش تو ماشين و ميرين کجا ؟ صاف کاری . به آقای صاف کار ميگی ماشين و درست کن پولشم از اين اوسکول بگير.... همه اين حرکات در کمال خونسردی انجام می پذيرد... ((((کلاغه به خونش رسيد ))) دوست دارم عزيز پيشه منم بيا

مهيار

راستی دادا من لينکت می کنم تو هو بکنی نکنی فرقی نمی کنه ولی اگه کردی يه خبری به ما بده

دختر ترشيده

می آم اينجا خستگيم در می ره. اون مطلب؛بدتر از بدتر؛ جالب بود!

مهدی

ماشين رو ميزارم و فرار مي کنم

مهر

به من و دانشگاه : منظورم این بود که زنده نمی موند که بتونه پست بذاره

پت

من بودم آجررو يادگاری نگه ميداشتم!