" کرم " نامه ...

آخه عزیز من

وقتی پریروز تمام شیفت وایسادم تا ۱ نصف شب ...

فرداشم ۶ صبح با بچه ها رفتیم دربند تا ۵ بعدازظهر ...

از ۵ به بعدم اومدم شیفت شب موندم تا ۱۲ شب ...

باز امروز از ۹ صبح اومدم سر کار ٬

معلومه که تو سالاد مشتری کرم پیدا میشه !

اگه پیدا نمیشد باید تعجب میکردی !

...

البته...

 اون کرمه هم خیلی بی تقصیر نبوده ها ٬

چون اگه یه ذره شعور داشت٬ میفهمید که هیچموقع توی ظرف سالاد نباید بیاد روی گوجه فرنگیا و همینجوری زل بزنه تو چشای کسی که قراره با گوجه ها بخورتش !!!!!

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب تاب

ياد سالاد خوشمزه ای افتادم که چند سال پيش توی چهارباغ اصفهان خورديم. يک کرم سبز خوشگل وسط کاهوش بود.تازشم من اصلا چندشم نشد.ولی به جبرانش حسابی ازمون پذيرايی کردن

سيب مهربون

اه حالمو به هم زدی خيلی دل و ردوه درست حسابی ای داشتيم.. باز اومد تو دهنم

داستانک

تموم خاصيت اين سالاد توی کرمشه نباشه که مزه نداره اونم توی اين گرونی گوشت!

بلا!

سلام! ابتدا خسته نباشيد عرض می کنم خدمت شما کارگر راه راه با خطوط مجعد بعدشم بگم..... اخه تو کجات ساده بوده که رفتی تو رستوران؟ بعدشم بگم.....دم خودت و اون کرمه و اون مشتريه گرم می دونی چرا؟ چون پرسپوليس سروره! ربطشو برو از اوون صاحاب رستوران بپرس که تو ی فر فری رو جای کارگر ساده استخدام کرده!

بهار

حتما صاحب کارت تصميم ميگيره بندازدت بيرون!....طفلی عيال...آپم منتظرت مياي ديگه؟!....بهار(براي ديدن صفحه به روز شده ctrl+F5 را بزنيد!)

پريسا

ما هم ايشالله تو اين دانشگاه دولتی له ميشيم ... فکر نکنم زياد فرق کنه؟!!!

کرم که چيزی نيست. مواظب سوسک ها باش!

بهار

باشه اينقده مشغوله نون دراووردنی که يادت ميره به همسايه ها سر بزنی